آکادمی ظلی نیا

در حقیقت ارتباط خوب مانند جرقه ای است که ما را به حرکت وادار کرده و می تواند سکوی پرتاب ما باشد.

برهمین اساس داشتن ارتباط خوب جزء پارامترهای اصلی برای موفق شدن در فعالیت های شغلی و اجتماعی و صدالبته در زندگی شخصی می باشد.

تکنیک های ارتباطی سازنده

قانون اول: سوال خوب پرسیدن

اگر بخواهیم سؤالات را دسته بندی کنیم، می توانیم دو مدل سؤال مطرح کنیم: یک نمونه سؤالات باز هستند باز هستند و دوم سؤالات بسته.

سؤالات باز: به این معنی که ما اجازه می دهیم طرف مقابل شما، خودش تصمیم می گیرید که به شما چه مدلی پاسخی را بدهد و محدودیتی در پاسخ ندارد.

سؤالات بسته: همان طور که از نامش مشخص است، به سؤالاتی گفته می شود که محدودکننده باشند. معمولاً پاسخ آن ها تک کلمه  ای است و در ابتدای این سؤالات نیز از کلمه آیا استفاده می شود.

به عنوان مثال شما امروز ناهار خورده اید؟ جواب یا بله است یا خیر، به این مدل سؤالات بسته می گویند.

بنابراین با توجه به نیازی که برای سؤال پرسیدن داریم می بایست یا باز یا بسته سؤالات خود را مطرح کنیم.

مزایای سؤال پرسیدن چیست؟

قطعا پرسیدن از نپرسیدن بسیار بهتر است و باعث می شود به مواردی که قبل از سؤال پرسیدن دسترسی نداشتیم، دسترسی پیدا کنیم. ما باید سؤال خوب بپرسیم تا جواب عالی دریافت کنیم. دو مورد از مزایای پرسیدن سؤال را که می تواند برای ما داشته باشد، با هم بررسی می کنیم.

۵ قانون تکنیک های ارتباطی

باز کردن سر صحبت

وقتی ما در خیلی مواقع می خواهیم با فردی ارتباط برقرار کنیم، از طریق سؤال پرسیدن این ارتباط را شکل می دهیم، به عنوان مثال وقتی با قطاری در حال مسافرت کردن از شهری به شهر دیگر هستیم و میخواهیم با فردی که کنار ما نشسته ارتباط برقرار کنیم، شروع می کنیم به پرسیدن یک سؤال: «آیا شما فاصله این شهر تا این شهر را می دانید؟»

البته این نکته را هم باید مدنظر داشته باشید که برای بازکردن سر صحبت با یک لحن خوب کار را انجام دهید تا حس خوبی به طرف مقابل انتقال دهید.

برای اینکه چیزی بدانیم

مزیت بعدی سؤال پرسیدن این است که چیزی را بدانیم و در مورد موضوعی آگاهی پیدا کنیم. به عنوان مثال هنگامی که در کلاس درس هستیم، برای اینکه موضوع درس برایمان روشن تر شود، باید سؤال بپرسیم تا در مورد موضوعی که اطلاعات  نداریم، بیشتر صحبت کنیم.

قانون دوم: پذیرش و همدلی

حدود چندماه پیش که از محل کار به خانه برمی گشتم، یک تاکسی گرفتم و هنگام سوارشدن با راننده احوال پرسی گرمی کردم. بعد از چند دقیقه که از حرکت ما می گذشت راننده شروع کرد به نالیدن و به دنیا و روزگار بد و بیراه می گفت. بعد از چند دقیقه ای که ایشان را همراهی کردم با طرح یک سؤال شروع کردم به صحبت کردن، گفتم:

۵ قانون تکنیک های ارتباطی

«هر فرد در زندگیش یک سری مشکلاتی دارد، از آن فرد فقیری که  حتی نان شب ندارد بخورد گرفته تا پولداری که حال زندگیش خوب نیست و همه ی این ها به دلیل این است که یک جای کار می لنگد. با همه ی این توضیحات خیلی وقت ها ما به جای اینکه دنبال راهکار بیرون رفتن از این مشکل باشیم، حواس و تمرکز خود را می بریم اینکه ما مشکل داریم و تا وقتی که ذهن ما به دنبال راهکار نباشد قطعاً نمی تواند از این مشکل خارج شود»

کلی در موردش صحبت کردیم و در نهایت قانع شد که بله شاید ما انسان ها از خیلی داشته هایمان لذت نمی بریم و فقط به نداشته هایمان فکر می کنیم و آن ها را می بینیم.

این تکنیک نیز خیلی وقت ها می تواند کمک بزرگی به طرف مقابلمان کند و هم اینکه به شما کمک می کند که آسوده باشید و با بهترین مدل زندگی کنید.

مثل زمانی که من داخل تاکسی مدام باید حرف های منفی را می شنیدم و اگر این تکنیک را نمی دانستم، قطعا حال آن روز من را خراب می کرد. کلمات منفی مثل تیرهایی است که به سمتمان می آیند و ما باید مواظب حال خودمان باشیم.

قانون سوم: گوش دادن فعالانه

گوش دادن یک کلید ارتباطی برای بهتر شدن ارتباطات است و کمک بسیار زیادی می کند. چقدر از اینکه وقتی در حال صحبت کردن با فردی هستید و او شما را نگاه نمی کند کلافه می شوید؟

وقتی در حال صحبت کردن با طرف مقابلمان هستیم، انتظار این را داریم که با شوق و ذوق به حرف های ما گوش می دهد و از طرفی وقتی فردی در حال صحبت کردن با ماست، ما نیز باید حواسمان باشد که خوب گوش دهیم تا حس بدی در مخاطب ایجاد نشود.

وقتی در حال صحبت کردن با فردی هستید که مشتاقانه شما را نگاه می کند و لبخند می زند و گاهی سرشار به نشان تأیید تکان می دهد، شما را به وجد می آورد.

گوش کردن فعالانه به قدری ارزش دارد که می توانید حال طرف مقابل و خودتان را خوب کنید و برعکس آن نیز می تواند اتفاق بیفتد.

قانون چهارم: کوتاه و شفاف سخن گفتن

خواسته ی خود را واضح و دقیق بیان کنید تا مخاطب بتواند رئی موضوع اصلی متمرکز شود. بارها برای مدیران و کارمندان این اتفاق رخ داده است که یک مدیر کاری را به کارمندش می سپارد، اما چون شفاف نیست نمی تواند کار را به نحو احسن انجام دهد.

نکته ی دیگری نیز هنگامی که در حال ارتباط گرفتن با دیگران هستند، چه به صورت حضوری چه تلفنی، ممکن است ایشان وقتشان محدود باشد یا اینکه حوصله ی شنیدن صحبت های طولانی نداشته باشد، پس باید کوتاه صحبت کنیم و در کمترین زمان با بهترین کلمات منظور خود را به او رسانیم.

قانون پنجم: ارتباطات کلامی

یکی از مهمترین نکات در ارتباطات، استفاده از زبان بدن یا همان حرکات بدن و حالت چشم ها و صورت است و همه ی ما نگاه مشهور و جهانی مادران را می شناسیم.

وقتی بچه بودیم و در حال انجام کاری خطرناک بودیم، تنها چیزی که نیاز داشتیم آن نگاه طولانی مدت مادر بود تا درجا خشک شویم و به آن کار ادامه ندهیم.

در چنین مواقعی مادر هیچ کلمه ای را بیان نمی کرد، اما با این حالت چهره متوجه می شدیم که این کار اشتباه است و انجام نمی دادیم. این همان قدرت ارتباط غیر کلامی است.

اگر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که در زندگی روزمره نیز این مدل رفتارها و ارتباطات جریان دارد و ما اگر بتوانیم زبان افراد را بشناسیم و حتی خودمان بدانیم چطور رفتار کنیم، به راحتی می توانیم با افراد ارتباط خیلی خوبی برقرار کنیم.

برگرفته از کتاب "انسان قدرتمند"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × سه =