×
خانه » مقالات » توسعه فردی » چه تعریفی شایسته مدیریت است؟
14 آذر 1398

چه تعریفی شایسته مدیریت است؟

برای واژه مدیریت تعریف های بسیار گوناگونی ارائه شده است و هر صاحب نظری در مبحث مدیریت، تعریف ویژه خود را از مدیریت دارد.

برخی مدیریت را استفاده موثر از منابع و بکارگیری نیروی انسانی جهت رسیدن به هدفی خاص تعریف کرده اند و برخی نیز هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران را مدیریت نامیده اند.

گروهی در تعریف مدیریت معتقدند: مدیریت ، هماهنگ نمودن منابع مادی و انسانی برای نیل به اهداف می باشد و بسیاری از تعریف های دیگر که واژه هایی نظیر افزایش کارایی ، هدایت و ترکیب علم و هنر را به تعریف های فوق اضافه نموده اند. اما می توان گفت که در تمامی آنها یک نکته مشترک است که مدیریت منابع مالی و انسانی را با هم نقل کرده اند در صورتی که مدیریت منابع مالی نیز خود به تنهایی وجود دارد و کاربردهای بسیاری را نیز دارد و مدیریت منابع انسانی در آن دخیل نیست. اما هدف ما در اینجا بیشتر بحث روی منابع مالی و انسانی با همدیگر است لذا تعریف خود از مدیریت با ترکیب برخی تعریف های زیبای مدیریت در زیر می نویسم.

تعریف مدیریت :

مدیریت ، به کارگیری علم و هنر در هماهنگی و هدایت منابع مالی یا انسانی و یا هردو ، در رسیدن به هدف با حداکثر کارایی است.

مدیریت یعنی بکار گرفتن هماهنگ علم و هنر در راستای رسیدن به هدف. مدیریت بدون علم و دانایی و بدون هنر و خلاقیت ناقص است. مدیر خوب کسی است که در هر شرایطی و با هر سختی در کسب و کار خود بتواند مدیریت کارکنان و زیردست های خود را در دست داشته باشد. مدیریت یعنی فعالیتی که دارای هدف باشد. علم یعنی دانستن و هنر یعنی توانستن. تصور عمیق ما از آینده خوب و موفق و پیدا کردن راه چاره برای رسیدن به اهداف را مدیریت می نامند. مدیریت به معنای تصمیم گیری برای کاری که قرار است انجام شود می باشد.

مدیریت ترکیبی از علم و هنر است که بخش علم آن همان فراگیری دانش مدیریت از طریق آموزش است و بخش هنر آن پیاده سازی این دانش در عمل می باشد. بخش هنر نیز خود نیازمند کسب تجربه عملی و هنری ذاتی است.

تعریف مدیر :

مدیر کیست؟ شخصی که عهده دار مدیریت است را مدیر می نامند.

کسب تجربه در مدیریت نیز بسیار وابسته به شرایط پیرامونی (محل کار) دارد. من پس از سالها تجربه در مدیریت ، آموزش مدیریت و مشاوره مدیریت مدیران زیادی را دیده ام که شبیه مدیران قبلی خود عمل کرده اند. یعنی آنها در محیطی که کار می کرده اند نحوه مدیریت فعلی خود را فراگرفته اند. همان داستان اوستا شاگردی.

مدیریت خودش به تنهایی یک علم نیست و اگر در تعریف فوق دقت کرده باشید آورده ام که “مدیریت ، به کارگیری علم و هنر …” یعنی مدیریت علم را به کار می گیرد و از آن استفاده می کند. چرا که مدیران می توانند از دانش گذشته خود و همچنین از دانشی که آموزش داده می شود بهره ببرند.

ممکن است فکر کنید من از کجا بدانم که هنر مدیریت را دارم یا خیر ؟ و اینکه اگر نداشته باشم پس من در مدیریت موفق نمی شوم.

تعریف رهبری:

  ایجاد انگیزه در کارکنان برای انجام بهتر وظایف ، مشاهده سود بیشتر در سازمان و افزایش بهره وری

  هنر نفوذ مدیر یا سرپرست بر کارکنان بصورتی که آنها برای انجام کارها و به اتمام رساندنشان داوطلب شوند

  کلمه ی رهبری با نفوذ بر دیگران معنا پیدا می کند و تکه ای از پازل مدیریت می باشد

واقعیت این است که علیرغم اینکه می گویند بخشی از مدیریت ذاتی است و بخشی اکتسابی است. اما من معتقدم که بخش ذاتی آن هم قابل یادگیری است. اگر قبلا می گفتند مدیریت ذاتی است به این دلیل بود که شناخت از انسان تا حد دانش امروز بشر نبود. اما اکنون دیگر شناخت بسیار عمیق تر شده است و مدیریت هم تبدیل به یک علم آموختنی شده است. تنها چیزی که به شما بستگی دارد هنر استفاده از این علم است. اینکه شما چطور این علم را بکار میگیرید تفاوت عمیقی بین شما و دیگر مدیران ایجاد می کند. بکارگیری علم در شغل مدیریت با بکارگیری علم در مهندسی متفاوت است. یک مهندس می داند در علم ریاضی همیشه ۲ بعلاوه ۲ می شود  ۴ اما واقعیت این است که در مدیریت همیشه دو بعلاوه دو ۴ نمی شود. بعضی وقتها ۵ می شود و برخی زمانها ۳ می شود. شایدم یک زمانی متوجه شوید صفر هم نتیجه خوبی است. چرا اینطور است؟

تفاوت مدیریت با مشاغل دیگر

مدیریت با مشاغل دیگر متفاوت است. دلیلش هم این است که مدیریت با انسانها سروکار دارد و انسانها هم از خود رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. گاهی بچه می شوند ، گاهی قهر می کنند گاهی پر انرژی هستند و گاهی دروغ می گویند گاهی فرار می کنند. گاهی کلک می زنند و گاهی هم می جنگند. و شما به عنوان مدیر باید بدانید در هر زمانی چه نوع رفتاری داشته باشید. و الان زمان بروز کدام رفتار است.  انتخاب نوع رفتار هم وابسته به فردی است که با آن طرف هستید. بنابراین هنر استفاده از این علم بستگی به شما و شرایط شما دارد. شما باید علم را بیاموزید سپس بکار بگیرید و وقتی واقعا آن را بکار گرفتید متوجه خواهید شد که واقعا هنر استفاده از این علم را دارید یا خیر؟

مدیریت بی انتهاست و پایانی ندارد

مدیریت یک شغل بسیار پر مشقت است. اگر چه هر مدیر مسئول موفقیت واحد خود است، اما هیچ نقطه پایانی برای شغل مدیریت وجود ندارد. یعنی هیچ وقت نمی تواند بگوید ” خب کار من تموم شد” . برخلاف مدیر ، یک مهندس می تواند کارهایش را به اتمام برساند. مثلا یک پروژه را تمام میکند و تحویل می دهد. یک حسابرس کارش را تمام می کند و تحویل می دهد. یک مدیر باید همیشه کار خودش را ادامه بدهد. و واقعا نمی داند چه زمانی موفق می شود و چه زمانی شکست. چون باید پیوسته حرکت کند و برود. مدیریت پر است از اتفاقات پیش بینی نشده ، یک مدیر واقعا نمی داند امروز قرار است چه اتفاقی بیفتد. درست است پیش بینی می کند ، برنامه ریزی می کند وبر اساس آن برخی زمانها اقدام هم می کند. ولی واقعا برخی روزها اتفاقاتی می افتد که هرگز فکرش را هم نمی کردی. این را کسی مثل من می فهمد که سالها مدیریت کرده است. ” لی یاکوکا ” مدیر عامل کرایسلر می گوید ” در برخی روزها اگر می دانستم قرار است امروز چه اتفاقی بیفتد، هرگز از رختخواب بیرون نمی آمدم”.

اصل مهم در مدیریت:

  1. تقسیم کار مناسب، به منظور یک مسئولیت ویژه برای هریک از کارمندان.

2.اطلاع رسانی دقیق درمورد قوانین و مقررات موجود در سازمان به کارمندان

3.تیم پروژه فقط و فقط از یک نفر دستورالعمل گرفته و آن را اجرایی کند و هر گروه بصورت جداگانه یک رئیس داشته باشد.

4.اطمینان کامل از پیشروی درست اعضای سازمان در یک راستا و برای یک هدف.

5.اطمینان از وجود منافع مشترک برای سازمان در بین کارکنان هر گروه.

6.اطمینان از وجود پاداش مناسب برای اعضای سازمان.

7.آگاهی از تصمیم گیری های مدیران گروه های زیر مجموعه شرکت.

8.ایجاد امنیت شغلی برای کارکنان.

9.تشویق کارکنان به داشتن خلاقیت و انگیزه در کار.

10.تقویت روحیه ی تیم پروژه و تلاش برای هماهنگی و انسجام گروه.

اصول مدیریت سه بخش کلی و اساسی دارد:

  • برنامه ریزی
  • سازماندهی

تعریف برنامه ریزی:

  • برنامه ریزی برای اهداف سازمان
  • ابزاری موثر برای عملکرد بهتر در کار
  • مشاهده سرعت رشد در سازمان با استفاده از این روش

    ویژگی های مدیران خلاق:

  کنترل و مدیریت ریسک

    کنجکاو

   مدیریت جسورانه

  استفاده از فرصت ها

  حفظ رویکرد استراتژیک

هرچه مدیر یک سازمان خلاق تر و در کار عملکرد بهتری داشته باشد به کارکنان این انگیزه را می دهد تا بهره وری بیشتر و اشتباه کمتری داشته باشند.

و در اخر یک نکته بسیار کاربردی: به گفته ماکسیم گورکی اگر کار جزو تفریحات حساب شود زندگی لذتبخش خواهد بود و اگر وظیفه باشد زندگی مانند بردگی است. پس شغلتان را دوست داشته باشید و با عشق آن را به انجام برسانید…

محمد ظلی نیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *