×
خانه » مقالات » مدیریت کسب و کار ( ویژه مدیران ) » راه اندازی یک شرکت از ایده تا اجرا
30 آذر 1398

راه اندازی یک شرکت از ایده تا اجرا

اگر فکر میکنید راه اندازی یک شرکت و شروع کسب و کارتانکار غیرممکن و نشدنی است بعد از خواندن این مطلب نظرتان عوض خواهد شد.

اکثر داستان های کارآفرینان در مورد چرا و چطور راه اندازی کردن کسب و کارشان همراه با انگیزه برای من و شما است. دلیلش هرچی که باشه (یک ایده، یک حامی و یا یک تجربه هرکارآفرینی یک داستانی برای گفتن دارد، اینکه چطور و از کجا شروع کردند و بعد چطور بهشان الهام شد که کسب و کارشون رو به سمت دیگری هدایت کنند و …

اما با تمام نکات مثبتی که این داستان ها دارند… نکته منفی نیز دارد.
فرد شنونده احساس میکند کارآفرینها و یا افراد ثروتمند خودساخته از اول میدانستند قرار از چه کاری,چه محصولی، به چه مشتری و چه زمانی بفروشند و بعد از کلی فکر کردند موفق شدند ! اما اینطور نیست.

افرادی که امروزه کارآفرین موفق به شمار میروند یک روزی مثل خیلی از افراد عادی دیگر اصلا شاید فکرش رو هم نمیکردند که یک روزی شاید ثروتمند و یا اصلا کارآفرین شوند.

اما برای شروع یک نقشه راه برایتان آماده کرده ایم.
شما با خواندن این 8 قدم شمای کلی راه اندازی کسب و کار دستتان خواهد آمد. اینکه از کجا شروع کنید، چه زمانی تمرکزتان را بر روی چه کاری بگذارید و … این مراحل به شما نشان میدهد از کدام مسیر بروید اما راهتان را خودتان باید انتخاب کنید.

قبل از خواندن توصیه میکنم این مطلب را حتما بخوانید : من میخواهم کارآفرین شوم, از کجا شروع کنم؟سیر تا پیاز تبدیل شدن به یک کارآفرین میلیونر

از ایده تا راه اندازی یک شرکت در 8 قدم :

در حال زندگی کنید و نیازها را ببینید

یکی از مخرب ترین شرایط برای ساختن یک استارت آپ کاری موفق سیر کردن در رویاها و چشم بستن از واقعیت های جامعه و نیازهای مردم است. خیلی از اوقات پیش می آید که ما در حال پیاده سازی یک ایده هستیم، اما این ایده ما به شدت با واقعیت های زندگی مخصوصا در زمان حال متناقض است و ضدیت دارد. برای جلوگیری از این کار باید چشم هایتان را باز کنید و جامعه را با دید بهتر و وسیع تری مشاهده کنید. با مشاهده نیازهای مردمی می توان استارتاپ کاری خود را در خدمت به آن ها بسازید و سعی در رفع مشکلات و نیازهای آنان بکنید. با اینکار می توانید اصول دیگری همچون «پیدا کردن کاربران بیشتر» را نیز مهیا سازید.

ایده تان را روی کاغذی بنویسید و به آن شاخ و بال بدهید

با رعایت نکات اول و دوم حال می شود که سراغ پایه گذاری ایده تان بروید. اولین کاری که می کنید ایده خود را روی کاغذ بنویسید و پس از آن سعی کنید که اهداف اولیه، عملیات اجرایی، میزان بودجه و… هدفتان را تعیین نمایید. با این کار می توانید، متوجه شوید که آیا ایده شما قابل اجرا است یا خیر. حال یک مشکل! آیا ایده شما صرفا باید بر اساس واقعیت ها باشد و صرفا حال جامعه را در نظر بگیرد؟ آیا فکر نمی کنید با این کار صرفا دارید مشکلات را حل می کنید؟ آیا ایده شما قرار نیست که خلاقیتی در پشت داشته باشد؟ خب بگذارید روشن تر سخن بگویم، با در نظر گرفتن مشکلات جامعه و بررسی آنها شما ایده ای داده اید که این مشکلات را حل کند ولی هر ایده ای باید جدای از حل کردن مشکلات خاصی سعی در ارائه خدماتی بدهد که کاملا نو هستند و با صرفا اندیشیدن در جامعه نمی توانید به آنها دست یابید. اینجاست که شما باید به ایده خودتان پر و بال بدهید و جدای از واقعیت های جامعه چیزهایی را بسازید که افراد جامعه آن را صرفا خیال پردازی می دانند! برای مثال می توان اختراع تلفن را نام برد! آيا ارتباط داشتن یک فرد با فردی دیگری از دو شهر مختلف به صورت آنی امکان پذیر است؟! در قرون گذشته این صرفا یک رویاپردازی به نظر می رسید اما این ایده الان اجرایی شده و انسان های امروزی از آن استفاده می کنند.

یک طرح اولیه از ایده تان را تهیه کنید

بعد از نوشتن و پی ریزی ایده، سعی کنید یک طرح اولیه یا ماکت از آن را طراحی کنید. این طرح اولیه باعث می شود که شما بهتر جوانب مختلف ایده خودتان را در نظر بگیرید و بتوانید آن را در لایه سطحی نقد کنید و به اشکالات آن ها پی ببرید. یکی از اشتباهات در راه ساختن یک ایده آن است که مستقیم وارد فاز ساختن ایده و اجرایی کردن آن شویم. این بدترین کاری است که مدیران و طراحان انجام می دهد. زیرا مهمترین کار برای ایجاد و پایه گذاری یک ایده ساختن طرح ایده برای یک محیط آزمایشی است. اینگونه می شود ایده را آزمایش کرد. با این کار حتی می شود به درصد کارا بودن ایده خود نیز پی ببرید.

طرح اولیه را به آزمایشگاه ببرید

وقتی که از ایده خود یک طرح اولیه آماده کردید شما باید زمینه را برای نقدها و پیشنهادات نسبت به ایده تان  آماده کنید. ما در بحث تست های ابزاری و تست های نرم افزای دو روش کلی داریم: روش اول توجه داشتن به استانداردها و روش دوم استفاده کردن از تجربه کاربری.

در روش اول ما باید ایده خودمان را برطبق یکسری استانداردها که از پیش تعریف شده اند آزمایش کنیم. در این درجه می توانیم بدانیم که آیا طرح ایده ما آیا از استانداردها پیروی می کنند یا خیر.

روش دوم استفاده کردن از تجربیات کاربران است. یکی از مهمترین اولویت ها برای هر ایده یا طرحی که برای مردم درست می شود تست ابزار «طرح» توسط مردم است. این کار سبب می شود که شما بتوانید بهتر با دید یک کاربر آشنا شوید. 

شاید حال این سوال به نظرتان بیاید که کدام روش بهترین روش است؟! خب نمی توان بین این دو روش بهترین را انتخاب کرد، از طرفی یکی از مشکلات اصلی اینست که لزوما روش های استانداردسازی موازی با روش تست کردن از طریق تجربه کاربری نیست. اینجاست که طرح به مشکلی اساسی برمی خورد. اینجا یک پیشنهاد صورت می گیرد: اگر طرح مورد نظر شما صرفا برای دولت، نهاد، سازمان و… خاصی است، رعایت کردن استاندارد ها می تواند بهتر جواب بدهد، اما در صورتی که ایده شما جهانی است و برای استفاده عموم در نظر گرفته می شود، تجربه کاربری است که باعث بهبود پروژه شما می شود.

طرح اولیه خودتان را آنقدر ویرایش کنید که به یک ایده کاملا مناسب برسید

بعد از آزمایش کردن ایده حال چه به روش استاندارد و یا چه به روش تجربه کاربری احتمال زیادی دارد که نقدهای زیادی روی پروژه شما صورت بگیرد، در اینگونه مواقع باید روی طرح خود ویرایش های لازم را انجام دهید. مشکل دیگری که سد راه مدیران و طراحان است، قبول کردن نقدها در محیط های آزمایشگاهی است. البته نقدهایی که استاندارد هستند، راحت می شود آنها را تشخیص داد و از ویرایش ایرادات نتیجه گرفت، اما در محیط آزمایشگاهی تجربه کاربری این کار براستی دشوار است. اینجاست که دو مسئله پیش می آید، یک موضوعی که شما باید نقد استاندارد را از تجربه کاربری تمییز دهید و موضوع بعدی توجه کردن به اکثریت است.

برای مسئله اول باید توجه کنید که بعضی از نقدها صرفا به بخش محیط آزمایشگاهی استاندارد سازی مرتبط هستند و نباید تجربه کاربری را با آن دخالت داد، پس باید دقت کرد که چه آیتمی را دارید از چه طریقی آزمایش می کنید. موضوع بعدی توجه کردن به اکثریت است. وقتی ایده شما برای مردم است باید توجه داشته باشید که ایده شما زمانی موفق می شود که نظر بیشتر مردم را جلب کند، اینجاست که مسئله حمکرانی اکثریت پیش می آید. ایده شما اگر می خواهد موفق شود باید به نظر اکثریت توجه کند، نقدها و ایراداتی که اکثریت به آنها توجه دارند را برطرف کنید، اما در این حال به ایده افراد دیگر نیز گوش دهید! «همیشه اکثریت مبنی بر کامل بودن نیست!»

8 قدماجرایی تا رسیدن به هدف

1یک محصول تولید کنید:به نظر بدیهی می آید؟ به همین علت 70% کسب و کارها شکست میخورند. زیرا تولید محصول را برابر با تولید ایده میدانند. شما برای تولید محصول باید ابتدا نیاز بازار را درک کنید بعد ایده پردازی کنید. محصول شما قرار نیست بهترین محصول ذهنتان باشد بلکه محصول شما باید همانی باشد که نیاز/مشکل را به بهترین نحو رفع میکند. قدم اول یعنی تولید محصول 30% از نقشه مسیر را به خود اختصاص میدهد…پس کوتاهی نکنید.

2فروشنده (ویزیتور) و مهندس استخدام کنید:شما فروشنده یا ویزیتور و مهندسین بخش را به خاطر نیاز امروزتان استخدام نمیکنید. بلکه برای 12 تا 18 ماه آینده تان استخدام میکنید. آنها قرار نیست مشکل امروز (فروش) کم را حل کنند ؛بلکه آنها قرار است مشکل همیشگی فروش کم را برای یکسال تا 18 ماه آینده حل کنند. پس در استخدام کارمندانتان بهتر است بلند مدت فکر کنید و هیچوقت برای نیاز امروزتان استخدام نکنید.

3تمرکز:هر شرکتی 2 انتخاب دارد (خدمات و محصول)، بهترین شرکت ها فقط بر روی یکی از موارد خدمات و یا محصول تمرکز میکنند. یک تصمیم درست و قطعی میتواند اکثر تصمیماتتان را به سمت اهدافتان هدایت کند. هرگز این نکته را فراموش نکنید که این دو سبک – خدمات/محصول- نمیتوانند با همدیگر ارائه شوند.

4فقط شروع کن: تاکتیک ها استراتژی را توجیه میکنند. تا میتوانید در شروع سرعت کار را ببرید بالا چه در تولید, چه در فروش و … زیرا شما زمان بیشتری باید به آزمون خطا و نیازسنجی بازار اختصاص دهید. هرگز بیش از حد وارد جزییات اولیه نشوید زیرا در ابتدای کار بزرگترین و نتیجه بخش ترین قسمت شروع آن است ! هیچ کسب و کاری بعد از ملاقات با اولین مشتری اش خط مشی اش ثابت باقی نمانده.

5شکست بخور:زمانی که شرکت راه اندازی شد و محصول را خواستی وارد بازار کنی، بسیار مهم است که سریع تر شکست بخورید تا زودتر موفق شوید. رد شدن محصول توسط مشتری یک شکست است، مشکل حمل و نقل و پیک و … میتواند یک شکست باشد و … مهم نیست چی باشه باید سریع تر شکست بخورید تا پیشرفت کنید. نباید 2 سال وقت بگذارید بر روی طرح کسب و کار و … تا از شکست جلوگیری کنید بلکه بهتره وارد کار بشید و بعد به نسبت بازار کار برنامه ریزی کنید زیرا تا قبل از آن هرچیزی را که در نظر بگیرید در حد یک فرضیه است !

شما با شکست خوردن یک فرصت یادگیری بدست خواهید آورد. برای مثال مشتری محصول شما را نخرید (شکست) ، چرا نخرید؟ (فرصت یادگیری) پس اگر این کار رو انجام بدید خواهد خرید؟ (فرصت رشد) پس نتیجه میگیریم شکست چیز خوبیست اگر بیش از 2بار به یک شکل روی ندهد !

6تمام مشتریان را در نظر بگیرید: حال که میخواهید رشد کنید شاید از 10 مشتری 10 نظر شنیدید به کدامشان عمل خواهید کرد؟ طبیعتا نسبت میگیرید و رای اکثریت را اعمال میکنید اما شرکت های تازه تاسیس و کارآفرینان نوپا در دام مشتری خوب می افتند. آنها یک مشتری پیدا کرده اند که به شدت راقب است محصولی را از آنها بخرد که خودش سفارشش را میدهد زیرا میداند آنها نوپا هستند و به حرف او گوش خواهند کرد.

این یعنی فقط برای یک مشتری فرصت یادگیریشان را تلف میکنند و نهایتا در حد یک مشتری رشد میکنند. شاید نظر آن مشتری مثبت باشد و محصول نهایی را از شما بخرد اما دیگر مشتریان چی؟ پس باید تمام مشتریانتان را در نظر بگیرید.

7یک تیم برای موفقیت مشتریتان ایجاد کنید: اکثر شرکت ها با رعایت 6 مرحله فوق قادر به دستیابی به موفقیت برای بازه 1 یا 2 سال ابتدای کسب و کارشان هستند و بعد شکست میخورند… چرا؟

آنها تماما انرژیشان را صرف بخش فروش و بازاریابی شان کرده اند و از نوآوری در بخش محصول و تیم و شرکت غافل مانده اند شما بعد از راه اندازی و رشد شرکت باید یک تیم موفق تشکیل دهید تا فکر و ذکرش نوآوری و رفع نیازهای بروز شده مشتری باشد. شاید محصول شما نیاز مشتری را برطرف کند اما برای همیشه؟ طبیعتا خیر. پس تیمی داشته باشید که بی وقفه بدنبال نیازها و مشکلات جدید مشتریان باشد و محصولات جدیدی تولید کند.

8شراکت کنید: شما با رعایت 7 مرحله فوق میتوانید یک شرکت خوب و با دوام ایجاد کنید که سودی عالی به نسبت کارمندی(!) به شما میدهد زیرا شما سختی ها و مشکلاتی پشت سر گذاشتید که افراد عادی حاضر نشدند چنین کاری کنند.

اما… شرکت شما نمیتواند به راحتی تبدیل به یک شرکت بین المللی ,بزرگ و جهانی شود مگر اینکه بتوانید هوشمندانه شراکت کنید. شما باید با شرکت های هم رده و یا رده های بالاترتان وارد مذاکره برای شراکت و ادغام شوید. نباید تنها به مهارت های خودتان و تیم تان و بازار هدفتان بسنده کنید باید افق های دورتری را مورد هدف قرار دهید.

هر شرکت بنامی که تارخچه آنرا بخوانید خواهید دید که بزرگترین جهش شان را در دوره شراکت با یک شرکت هم رده یا بالاتر از رده شرکتشان ؛انجام داده اند.

البته بزرگترین شکست ها هم معمولا به علت شراکت و یا شریک کاری غلط نیز بوده است. پس هوشمندانه شراکت کنید.

محمد ظلی نیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *