×
20 اسفند 1398

خودشناسی

 

خودشناسی از جمله‌ مسائلی است که برای بسیاری از انسان‌ها جذاب و دوست‌داشتنی است.

خودشناسی در حوزه‌های مختلف، معنا و کاربرد و مصداق‌های متفاوتی دارد: خودشناسی در مذهب، خودشناسی در عرفان، خودشناسی در رفتارهای اقتصادی و خودشناسی در روانشناسی تنها بخش‌هایی از قلمرو گسترده‌ی خودشناسی محسوب می‌شوند.

اما خودشناسی در روانشناسی اصطلاحی است که برای:

توصیف اطلاعات فردی

یا خود فرد

و دانش فردی در مورد خود فرد

هدف از خودشناسی در روانشناسی چیست؟

روانشناسان، الگوهای بسیار متنوعی برای سنجش صفات شخصیتی،ویژگی های شخصیتی و ساختار شخصیت ارائه کرده‌اند که هر کدام، مزیت‌ها، محدودیت‌ها و کاربردهای خاص خود را دارد.

معمولاً وقتی از خودشناسی صحبت می‌کنیم، قصد داریم با استفاده از این الگوها و مدل‌ها، صفات و ویژگی‌های ذهنی و رفتاری خود را بهتر درک و تحلیل کنیم.

رابطه بحث خودشناسی با مدل ذهنی چیست؟

گاهی اوقات در گفتگوهای روزمره، اصطلاح مدل ذهنی را تقریباً معادل با ویژگی‌ها و صفات شخصیتی به کار می‌برند.

به عنوان مثال، یک نفر می‌گوید که مدل ذهنی من با همسرم بسیار تفاوت دارد و احتمالاً منظورش این است که یکی از آن‌دو، محافظه‌کارتر و دیگری ریسک‌پذیرتر است.

این نوع استفاده از اصطلاح مدل ذهنی نادرست نیست.

اما از آنجا که در دوره MBA متمم و به طور خاص بحث‌های تفکر سیستمی و تفکر استراتژیک و تفکر نقادانه، اصطلاح مدل ذهنی با تعریفی دقیق‌تر و به عنوان شیوه‌ی نگاه ما به جهان و پارادایم ذهنی‌مان مورد استفاده قرار می‌گیرد، ما ترجیح می‌دهیم در بحث‌های عمومی‌تر روانشناسی و شخصیت‌شناسی، به جای مدل ذهنی از تعبیر ویژگی‌ها و صفات شخصیتی استفاده کنیم.

۱۲ تمرین خودشناسی که موفقیت را تضمین می‌کند.

۱. از خودتان بپرسید: چرا؟

قبل از آنکه بخواهید برای انجام کاری تصمیم بگیرید،ازخودتان بپرسید چرا؟.و این پرسش را سه بار تکرار کنید و در صورت یافتن جواب مفید و قانع کننده تصمیم خود را عملی کنید.در این صورت اعتماد به نفس خود را برای انجام کارهایتان افزایش دادید.

خودشناسی یعنی اینکه بدانید انگیزه‌تان از انجام هر کاری چیست و بتوانید تعیین کنید که آیا اقدامات شما معقول و منطقی هستند یا نه.

۲. واژگان عاطفی بیشتری یاد بگیرید

یک فیلسوف می‌گوید: «محدودیت زبانی دنیای افراد را محدود می‌کند.»
احساسات فقط به دو حالت خوشحالی و ناراحتی محدود نمی‌شوند. احساسات می‌توانند واکنش‌های جسمی و رفتاری قدرتمندی ایجاد کنند که پیچیده‌تر از این دو حالت هستند. بیان کردن احساسات در قالب کلمات، اثر درمانی بر مغز دارد. اگر قادر به بیان احساسات خود نباشید، به راحتی ممکن است دچار استرس شوید. برخی از منابع و سایت‌ها هستند که فهرست خوبی از واژگان احساسی و عاطفی را ارائه می‌کنند. سعی کنید هر روز یک واژه‌ی جدید بیاموزید.

۳. زبان بدن خود را بهتر درک کنید

برای اینکه زبان بدن خود را بهتر بشناسید، می‌توانید از خودتان فیلم بگیرید و بعد آن را تماشا کنید. این کار می‌تواند به شما اعتماد به نفس ببخشد.
هنگام تماشای فیلمی که از خود ضبط کرده‌اید، به طرز راه رفتن، صحبت کردن و حرکات دست خود دقت کنید. اگر بر حسب عادت هنگام راه رفتن کمی خم می‌شوید و آهسته و نامفهوم سخن می‌گویید، بدانید که این عادات می‌توانند سطح کورتیزول بدن را افزایش دهند و سبب کاهش اعتماد به‌ نفس شوند. در حالی‌که راست ایستادن، محکم راه رفتن و با صدای رسا صحبت کردن می‌تواند سبب ترشح هورمون تستوسترون شود و عملکرد شما را بهبود بخشد. استفاده از حرکات دست نیز می‌تواند به تبیین افکار شما کمک کند و بر واکنشی که مردم نسبت به شما نشان می‌دهند تأثیر بگذارد.
ویدئوهای سخنرانان بزرگ را تماشا کنید و ببینید که در هنگام سخنرانی از چه شیوه‌هایی استفاده می‌کنند. سعی کنید حرکات دست‌ها و زبان بدن آنها را ارزیابی و این مهارت‌ها را در خود تقویت کنید.

۴. از واکنش ناخودآگاه پرهیز کنید

افرادی که مهارت خودشناسی را در خود تقویت نمی‌کنند، نمی‌توانند در موقعیت‌های گوناگون رفتار عاقلانه‌ای داشته باشند. آنها به سرعت از کوره در می‌روند و واکنش‌های آنی و عجولانه‌ای از خود نشان می‌دهند.
در شرایط تنش‌زا سعی کنید قبل از هر اقدامی یک نفس عمیق بکشید. این کار به ویژه در هنگام خشم و سرخوردگی بسیار اهمیت دارد. این کار به شما فرصتی می‌دهد تا با ارزیابی شرایط ببینید که آیا واکنش شما بهترین پاسخ ممکن هست یا خیر.

۵. به عیب و نقص‌های خود توجه کنید

هیچ‌کس کامل و بی‌نقص نیست. اگر معایب خود را بدانید اما مسئولیت آنها را قبول نکنید، هیچ فایده‌ای به حال شما ندارد. همه‌ی ما به خوبی از دیگران انتقاد می‌کنیم، اما نقص‌های خود را نمی‌بینیم. خودشناسی به ما کمک می‌کند تا عیب‌های خود را ببینیم و کمتر از دیگران انتقاد کنیم.
پس از آنکه عیب‌هایتان را تشخیص دادید، می‌توانید در رفع آنها بکوشید. عادت کنید تا به جای عذر و بهانه تراشیدن، اشتباهات خود را بپذیرید.

۶. مراقب حرف‌هایی که با خود می‌زنید باشید

حتما برای‌تان پیش آمده که گاهی با خودتان صحبت کنید. این‌طور نیست که همیشه افکاری که به ذهن ما خطور می‌کنند، مفید باشند. مراقب باشید، زیرا کوچک‌ترین کلمات منفی می‌تواند سبب استرس و افسردگی‌تان شود.
به بازخوردی که در برابر موفقیت‌ها یا شکست‌های خود دارید دقت کنید. آیا معتقدید که موفقیت‌های شما فقط از سر شانس بوده‌اند؟ آیا پس از هر شکست به شدت خود را سرزنش می‌کنید؟ واکنش‌های شما در برابر موفقیت‌ها و شکست‌ها، بازخوردهای مثبت و منفی را در ذهن‌تان شکل می‌دهند. نسبت به خودتان با رحم و شفقت رفتار کنید. پیروزی‌های خود را جشن بگیرید و اشتباهات‌تان را ببخشید.

۷. «نه» گفتن به خودتان را تمرین کنید

یکی از مهارت‌های مهم در زندگی این است که به خاطر دستاوردهای طولانی‌مدت و پایدار، بتوانید در برابر خوشی‌های زودگذر مقاومت کنید و به خودتان نه بگویید. این کار درست مانند ورزش دادن عضلات، با تمرین تقویت می‌شود. هر چه بیشتر «نه گفتن» در مورد لذت‌های روزانه‌ی کوچک را تمرین کنید، بهتر می‌توانید در برابر وسوسه‌های بزرگ ایستادگی کنید.
رسانه‌های اجتماعی، محیط‌های مجازی، تماشای برنامه‌های یوتیوب و نظایر آنها، تفریحاتی هستند که مدام فرد را وسوسه می‌کنند و اجازه نمی‌دهند به موقع به فعالیت‌هایش بپردازد. البته منظور این نیست که استفاده از این امکانات بد است، فقط باید مدت زمان پرداختن به آنها را در روز محدود کرد. هر روز سعی کنید پنج تا از این موارد را محدود کنید.

۸. به عقایدی که با دیدگاه شما متفاوت هستند توجه کنید

اگر نوع شخصیت خود را بشناسید، می‌توانید به راحتی نقاط قوت خود را بهبود ببخشید و نقاط ضعف خود را مدیریت کنید. با درک نقاط قوت و استعدادهای خود می‌توانید به موفقیت‌های بیشتری دست یابید. نقاط قوت همان مهارت‌ها و دانش هستند که در طول زندگی آنها را کسب می‌کنید، در حالی‌که استعدادها ذاتی هستند و در نهاد شما قرار دارند.
آزمون‌هایی برای تعیین نوع شخصیت وجود دارد که می‌توانید با استفاده از آنها خود را تجزیه و تحلیل کنید. برای شروع تعیین کنید که در دسته‌ی افراد برونگرا قرار می‌گیرید یا درونگرا. سپس نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها (تحلیل SWOT) را در قالب یک جدول دسته‌بندی کنید. نقاط قوت و ضعف جزو عوامل درونی و فرصت‌ها و تهدیدها (موانع سر راه) جزو عوامل محیطی هستند.

۱۰. خودارزیابی و تفکر عمیق را تمرین کنید

مراحل پیشرفت خود را پیگیری کنید. از ۱ تا ۱۰ به خودتان امتیاز دهید و ببینید تا چه حد در تمرین خودشناسی پیشرفت کرده‌اید. هر بار که از کاری پشیمان شده‌اید، هر بار که عادت غلطی را تکرار کرده‌اید، تعداد تصمیماتی که بدون فکر گرفته‌اید و مواقعی را که افکارتان نامنظم بوده است یادداشت و خود را ارزیابی کنید.
برای خود اهدافی را تعریف کنید. اهداف بزرگ را به هدف‌های کوچک‌تر تقسیم‌بندی کنید. در پایان هر روز از خود بپرسید: امروز چه کارهایی را به خوبی انجام دادم؟ چه کاری می‌توانم می‌توانم انجام دهم تا فردا بهتر از امروز عمل کنم؟

۱۱. به دنبال پیشنهادات و انتقادهای سازنده باشید

همه‌ی ما در رفتار و افکار خود نقص‌هایی داریم که بهتر است آنها را برطرف کنیم. دیدگاه تک‌بعدی داشتن (یا به اصطلاح خود را گول زدن) سبب می‌شود تا نتوانیم آن‌طور که باید پیشرفت کنیم. از پیشنهادات و انتقادهای سازنده‌ی اطرافیان خود استقبال کنید؛ اما فراموش نکنید که این کار را فقط از کسانی بخواهید که صاحب‌نظر باشند. افرادی مانند مربیان، اساتید و کسانی که شما را درک می‌کنند بهترین گزینه برای این کار هستند. زیرا آنها چیزی را به شما خواهند گفت که نیاز دارید بشنوید، نه آنچه را که دل‌تان می‌خواهد بشنوید.

۱۲. زمانی را به مراقبه (مدیتیشن) اختصاص بدهید

مراقبه یک تمرین اساسی و بنیادین برای خودشناسی است. وقتی بر شیوه‌ی نفس کشیدن خود تمرکز می‌کنید، از هر آنچه ذهن شما را سرگردان و حواس‌تان را پرت می‌کند، دور خواهید شد.
برای مبتدیان، یک جلسه‌ی ۱۰ دقیقه‌ای کافی است. یک مکان ساکت و آرام برای نشستن بیابید، از طریق بینی نفس بکشید و از دهان خارج کنید. به آرامی و در سکوت تعداد نفس‌هایتان را بشمارید. خواهید دید که چگونه افکارتان متمرکز خواهد شد.

محمد ظلی نیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *